|
هرچی بود و نبود رو زدیم شکست ، هر دو هم مغرور از اینکه حق با "خودمه" . خیلی سعی کردم که نرسه به اینجا،ولی نگذاشت . انگار اگه تا ته اش نمیرفت خلاص نمیشد و دست برنمی داشت. انگار ..... تمام شب رو هی گفت و گفت وگفت ، "منم" فقط زل زدم بهش ،آخه ... + نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم آذر 1387 11:45 AM توسط LAAHIG |
|