تبليغاتX
دخترک نارنجی فروش - پیروزی ...

دخترک نارنجی فروش

چرا یادم رفته بود که یکی از لذت بخش ترین قسمتهای "زندگیم" این بود که به دیگران "بقبولانم" که "پیروز" میدان اند ،چون مهم اینست که "خودم" میدانم "جایگاهم" در زندگی کجاست؟

چرا این "اصل ِ" مهم زندگیم را بدستِ این عارضۀ بشریت ،سپرده بودم؟ "فراموشی" را می گویم .

جدأ چراااااااااااااااااااااااااااا؟

"صبور" خسته شدم از تکرار این حرفت که: چرا اینقدر "کوتاه" میایی؟ پس "حقت" چه میشود؟

اصلأ مگر "بلند" بود؟  

فقط میدانم ،"خودم" و  "غرورم "  خیلی برایم مهمترند تا این پیروزی ِ "پوشالی" .ایندفعه هم ،بگذار باور کند که مثل ِ همیشه "برنده" است و "پیروز"  میدانِ  "زندگی" .

فقط "باور" دارم که روزی به چشمهایش "زل" میزنم و با خنده می گویم : خوشحالم که "باور" کردی که "تهدیدت" موثر واقع شد، ولی چه "ارزان" خودِ "بزرگت" را فروختی ؟

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم دی 1387 10:59 AM توسط LAAHIG |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

88/08/01 - 88/08/30

88/04/01 - 88/04/31
88/01/01 - 88/01/31
87/10/01 - 87/10/30
87/09/01 - 87/09/30
87/08/01 - 87/08/30
87/07/01 - 87/07/30
87/05/01 - 87/05/31
87/04/01 - 87/04/31



پیوندها

كاتاكي
مطبخ خاله خانم
الینا جون
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin